صائن الدين على بن تركه

مقدمهء كتاب 17

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

آيات وافى هدايات و اخبار و احاديث و كلمات شافى دلالات چنين مىنمايند كه وقت و ظهور آن بايستى هميشه وجههء نظر سالك باشد تا مشمول فحواى « الصوفى ابن الوقت » گردد . و از آنجا كه آيت « و لكل امة اجل . . . » و كلمات : « لى مع الله وقت . . . » ، « الوقت سيف . . . » ، « فلان به حكم وقته » ، « من ادرك وقته . . . » ، « الامور مرهونة باوقاتها » و غيره توجه به شأن وقت دارد ، عارفان بوادى وصول ، منتظر ظهور وقت و دريافتن فرصت شدند و بزرگانى چون ابن عربى و قونوى و علاء الدوله سمنانى و گروه كثيرى ديگر ، ظهور آن را به ايما و رمز ، بيان كردند . صاين الدين كه خود از شامخان مكتب ابن عربى و بزرگان طريقت حروفى است اعتنا و توجه شديد به وقت و ظهور آن دارد و با بياناتى دلپذير ، پديدارى بسيارى از صور اكوان را در اشارت و بشارت وقت مىداند و انتظار آن را دارد كه فرصت معهود جهت رياست طبقهء اولو الايدى و الابصار كه خادمان خاص ختمى و اميرى است دررسد و با اين عبارات وقت را مىنماياند : « اشارت سعادت بشارت ، از صوب صواب انجام وقت ، بدين خاكسار . . . » ، « امتثال دولت بشارت وقت . . . » ، « هوشمند كسى است كه از نقد وقت بهره‌ور تواند شد . . . » و مضمونهاى ديگر كه تمامى دلالت دارد بر اعتناى او به شأن وقت و شايد همين ظهور وقت و يافتن فرصت بود كه اقطاب و مشايخ گاهى اعلام و اعلان دعوت مىكردند و اعتقادى بدين‌گونه پديد آمد كه روزى تمام كارها به دست درويشان افتد و زمينهء نهضتهاى درويشانى چون صفويه و غيره شد كه در اينجا گنجايى بيانش نيست و چون موضوع وقت در آثار اين عارف بزرگ بيش از حد وجههء دقت قرار گرفته ، بر محقق هوشمند است كه آن را بررسى كند و سير سريان وقت را دريابد . اينك به گوشهء رسائل اين مجموعه نظر مىكنيم تا نكاتى را كه مؤلف در زواياى آنها نهاده است فهرست كنيم و چنانچه از آن رويى ديگر نموديم غير صورت واقعى آن و اهل نظر آن را دريافت ، آن را از روى كمال